احمد بن محمد ميبدى

453

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

42 - يَوْمَ يَسْمَعُونَ الصَّيْحَةَ بِالْحَقِّ ذلِكَ يَوْمُ الْخُرُوجِ . آن روز كه به كار شدنى و بر فرمان روان بانگ بشنوند ، آن است روز رستاخيز و هنگام بيرون آمدن از گورها . 43 - إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي وَ نُمِيتُ وَ إِلَيْنَا الْمَصِيرُ . مائيم كه مرده زنده كنيم و زنده را مىميرانيم و بازگشت همه بسوى ما است . 44 - يَوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُ عَنْهُمْ سِراعاً ذلِكَ حَشْرٌ عَلَيْنا يَسِيرٌ . آن روز كه زمين پاره پاره از آنها باز شكافد ( و بيرون مىآيند ) زود زود ! اين فراهم‌آوردنى و فردا برانگيختنى بر ما آسان است . 45 - نَحْنُ أَعْلَمُ بِما يَقُولُونَ وَ ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ يَخافُ وَعِيدِ . ما داناتريم به آنچه آنان مىگويند ، و تو ( اى محمّد ) برايشان نه پادشاهى نه كامران ! پس پند ده به قرآن كسانى را كه از وعده‌هاى بيمناك من مىترسند . تفسير ادبى و عرفانى سوره 50 آيه 19 19 - وَ جاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ . آيه . هرچند كه حالت مرگ به‌ظاهر سخت مىنمايد ! لكن مؤمنان و دوستان را در آن حال و در باطن ، همه عزّ و ناز باشد و از دوست هر لحظه راحتى و هر ساعتى خلعتى رسد . بدان اى جوان‌مرد كه از به دو آدم تا فناء عالم هيچ‌كس از مرگ نرست ، تو نيز نخواهى رست . زندگى كه بر آدم و نوح و ابراهيم وفا نكرد و بر داود و سليمان و موسى و عيسى كمين كرد ، با تو كى وفا كند ؟ فرشته‌اى كه جان مصطفى را درخواست كرد ، با تو چگونه مدارا كند ؟ اگر عمر نوح و گنج قارون و ملك سليمان و حكمت لقمان به دست آرى ، براى فرار از مرگ سودى ندارد ، هفت هزار سال ( كم و كسرى ) گذشت « 1 » كه آدميان در اين سفرند ! و از صلبها به رحمها مىآيند و ازآنجا به روى زمين و از روى زمين به شكم زمين مىروند ، همهء جهان ، گورستان است ، زير او همه حسرت و بالاى او همه حسرت ، و سر برآر ، و از آسمان بپرس كه در شكم زمين چند نازنين دارى ؟ . . . ذلِكَ ما كُنْتَ مِنْهُ تَحِيدُ . آيه . اين مرگ است كه از آن مىگريزى ! اى اسير أمل ، اى غافل از اجل ، اى گرفتار آز ، اى بندهء نياز ، تا كى در زمستان غم تابستان خورى ، و در تابستان غم زمستان ! ؟ و كارى كه ناچار بودنى و شدنى است از آن نينديشى ؟ و راهى كه يقين خواهى رفت زاد آن برنگيرى ؟ كار دنيا راست مىدادى ! ولى برگ مرگ نسازى ! اى مسكين مرگت در قفا است ، از او ياد آر ، منزلت گور است آن را آباد دار ! امروز در خوابى باش تا بيدار شوى ، امروز مستى باش تا هشيار گردى ! مال دنيا گردآورى و از نيازمندان بازدارى ! چه طمع دارى كه جاويد با آن مال بمانى ! باش تا فرشتهء مرگ آيد و جانت را غارت كند ، وارث درآيد و مالت غارت كند ! كرم خزنده درآيد و پوست و گوشت تو را غارت كند ! آه اگر با اين غفلت و ذلّت و اندرين زحمت و ظلمت ، دشمن ( شيطان ) درآيد و دين و ايمان تو را غارت كند ! آنگاه مفلسى باشى بىتن ، بىجان ، بىمال ، بىطاعت و بىايمان . اگر تو را در مرگ غفلتى است !

--> ( 1 ) - اين مدّت طبق ظاهر روايتها ، تاريخ ظهور آدم ابو البشر و پيدايش فرزند آدم است !